نگاه پیرمردی...

نگاهم به نگاه پبرمردی گره خورد
آکنده از حس تلخ حسرت،
چشمانی مُلتمس و ناتوان
که در پَسِ شان
بغض های فروخورده ی کهنه ای درکار بود
از دردهای مزمن ناگفته،
که سنگ قبر عشق های نافرجام
فرو غلتیده به مُغاک انزجار،
لحظه ای
به شعر دلسوزاننده نگاهش ایستادم،فاتحه ای خواندم و رد شدم...
«ف-جام»

  
نویسنده : ف-جام ; ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها : ف-جام


یک تردید جابجا شده

روزی بود

فراخ دشتی و بلند بالا کوهی

روبرویش بودم با احساس حقارت از آن همه سترگیِ کوبنده و کُهن

که روبرویم بود

یادم می آید که بسیار ناچیز و چیزی شاید در حد هیچ هم نبودم! 

اما لحظه ای تردید کافی بود

فقط لحظه ای تا همه چیز فرو ریزد که ریخت

هر لحظه تهی تر می شد و همزمان آکنده می شدم من

انگار آن همه هیبت به من منتقل می شد و تمام حقارت ام به دل آن کوهِ کذایی سرازیر

نه خدایی و عذابی 

نه پیامبری و معجزه ای

این فقط یک تردید جابجا شده بود.

«ف-جام»

 

  
نویسنده : ف-جام ; ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها : ف-جام


بهار می آید

زمستـــان می رود

انـــگار زخمی و سینه خیــز

تا بـــــهار بـــروبـَـد و برویــانـــد

هرزه چشمِ بدسگال و

سرورِ رویینه تنِ فردا را

«ف-جـــــام»

  
نویسنده : ف-جام ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها : ف-جام ، بهار


من و این روزهای حماسه ساز و هیچ!

نمی دانم چرا این روزهای حماسه ساز(!) که باید سراپا شوق و سرور باشم،افکارِ پریشان ام دُچار سرگیجه ایِ تهوع آور شده که این است هذیان مُدام اش:

«من فکر می کنم تا ببینم هستم یا نه،

هر چه فکر می کنم می بینم که کمتر هستم،

هر چه بیشتر فکر می کنم می بینم که بیشتر "هیچ" ام!

شاید باشم اما "هیچ" ام!

من "هیچ" ام اما همچنان فکر می کنم تا باشم!

"هیچ" بودن،بدتر از نبودن است!

چرا هستم ولی "هیچ" ام!؟

من فکر می کنم1 پس "هیچ" ام.

اصلاً من چرا فکر می کنم!؟»

 «ف-جام»

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.به این روزهای حماسه ساز(!)

  
نویسنده : ف-جام ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها : ف-جام


آریوبرزن،یک اتفاق!

تندیس آریوبرزن در یاسوج

آنگاه که سرداران تیز تک

با پرچم های برافراشته تا اوج آسمان

با چهره هایی گلگون

و گل خنده ی زخم های عمیق بر پیکر

در میان گرد و غبار برخاسته از سم اسبان خشمگین

پیروز و سرافراز

به شهر و دیارشان بازمی گردند

تو ای آریو!

در میان همه ی آنان

گلگون چهره ترین و سرافرازترینی

چرا که گلگونه ی مردان رزم،خون سرخ آنان است.

«ثریّا جبارزاده-آریوبرزن،دلاوری که طعم شکست را به اسکندر چشاند»

  
نویسنده : ف-جام ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها : آریوبرزن


مردی از جنس این سرزمین

اصغر فرهادی

تو آن بالا رفتی تا صدای سرزمین ات باشی و ما مردم اش ...

با آن همه دغدغه و رنج،بغض مان ترکید اما این بار اشک شوق ریختیم؛

درود بر شرافت تو.

«ف-جام»

  
نویسنده : ف-جام ; ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠


خطاب به سرور!

خیال مکن خفته ام از این خاموشی،

آتشی زیر خاکسترم که ناگزیر در خرمن ات خواهم افتاد!

«ف-جام،هویزه»

  
نویسنده : ف-جام ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠
تگ ها : ف-جام


شاد کردن

گاندی

شاد کردن قلبی با یک عمل بهتر از هزاران سر است که به نیایش خم می شود.

«مهاتما گاندی»

  
نویسنده : ف-جام ; ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠
تگ ها : گاندی


به مناسبت شب یلدا

با تو که باشم

شبی در کار نیست،

یلدای من هم 

بی وقفه آفتابی ست!

«ف-جام»

  
نویسنده : ف-جام ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠
تگ ها : ف-جام


من...

احمد شاملو

من،

چراغی در دست، چراغی در دلم

زنگار روحم را صیقل می زنم

آینه ای برابر آینه ات می گذارم

تا با تو ابدیتی بسازم.

«ا بامداد-به مناسبت زادروزش»

  
نویسنده : ف-جام ; ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠
تگ ها : شاملو


فریدریش نیچه نیازمندی های آنلاین توکان ، رسانه تبلیغاتی شما